شمارهٔ ۱۹۵
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
در جهان بی اعتباری اعتبار عاشقی است
هر که صاحب اعتبار افتاد خوار عاشقی است
غنچه دل گشت خندان دیده گریان شد چو ابر
داغها بشکفت گل گل نوبهار عاشقی است
پرتو خورشید با نورش چو گرد تیره ای است
چهره آنکس که پنهان در غبار عاشقی است
داد از طوفان درد بیقراریهای عشق
زیر تیغ او تپیدنها قرار عاشقی است
از تزلزل در بنای عشق باشد محکمی
بر تپیدنهای دل جویا مدار عاشقی است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş