شمارهٔ ۷۴۸
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
غیر از ایام وصال بت دلخواه مپرس
چند پرسی ز شب هجر مپرس آه مپرس
همچو شمعم دم تقریر زبان درگیرد
جان من آه از این آتش جانکاه مپرس
در ره عشق تو کردم قدم از سر چو شرار
اولین گام ز خود رفتنم از راه مپرس
این یکی جان گل آن شعله افلاک گداز
از نسیم سحر و آه سحرگاه مپرس
چند پرسی که چه حال است ترا ای جویا
مستم و نیستم از حال خود آگاه مپرس
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş