شمارهٔ ۸۹۵
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
گلگشت چارباغ برو دوش کرده ایم
سیر بهار گلشن آغوش کرده ایم
تا بر رخت چو آینه بگشوده ایم چشم
در خاطر آنچه بود فراموش کرده ایم
جز گوش دل به داد اسیران که می رسد
اظهار شکوه با لب خاموش کرده ایم
در سر همیشه جوش زند باده هوس
خود را خراب ساغر سرجوش کرده ایم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş