شمارهٔ ۹۴۰
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
جهان را محتسب چندی به کام می پرستان کن
ز می خمخانه ها را رشک کهسار بدخشان کن
ز قید بوریا هم درد اگر داری مجرد شو
سموم آه را آتش فروز این نیستان کن
خرامت را بود کیفیت گردیدن ساغر
زمین و آسمان را از شراب جلوه مستان کن
اگر از بهر ما نبود برای خود خودآرا شو
ز عکست عالم آیینه را رشک گلستان کن
ز خوان نعمت دیدار اگر محروم شد جویا
دلش را از خیال حسن پرشور نمکدان کن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş