شمارهٔ ۲۱۶
ک کمالالدین اسماعیل
0
Altın Yaprak
زلفت که زروی باز پس می افتد
در پای تو چون من بهوس می افتد
چشم تو که عالمی نیفتد در وی
مستت از آن در همه کس می افتد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş