۱ - النوبة الثالثة
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
بسم الله الرحمن الرحیم بنام او که زبانها گویا شده بنام او جانها شیدا شده بنام او بیگانه آشنا شده بنام او زشتیها زیبا شده بنام او کارها هویدا شده بنام او راهها پیدا شده بنام او بنام او که چشمهای مشتاقان گریان بنام او دلهای عارفان سوزان بنام او سرهای والهان خروشان بنام او تنهای عاشقان پیچان بنام او بنام او که جانها اسیر پیغام او عارف افتاده بدام او مشتاق مست مهر از جام او طوبی کسی را که ازین جام شربتی کشید یا درین راه منزلی برید دل وی بنور اعظم افروخته و بروح انس زنده و بعز وصال فرخنده گهی در حیرت شهود مکاشف جلال گهی در بحر وجود غرقه لطف و جمال بزبان ناز و دلال همی گوید
در عشق تو من کیم که در منزل من
از وصل رخت گلی دمد بر گل من
این بس نبود ز عشق تو حاصل من
کاراسته وصل تو باشد دل من
الر الف آلاء اوست لام لطف او را رحمت او از روی اشارت میگوید بنده من نعمت از مادران و لطف از ما بین و رحمت از ما خواه من آن خداوندم که با جودم بخل نه و با لطف من عجز نه و در رحمت من نقصان نه بنده من هر چه جویی به از نعمت من نجویی شاکر باش تا بیفزایم هر چه داری به از لطف من نداری ذاکر باش تا پرده لطف بر تو نگه دارم هر چه گزینی هرگز چون رحمت من نگزینی بر در من باش تا رحمت باز نگیرم بنده من هر کس را گنجی است و گنج مؤمنان خزینه نعمت من هر کس را نازی است و ناز دوستان بلطف من هر کس را امیدی است و امید عاصیان برحمت من
ربما یود الذین کفروا لو کانوا مسلمین باش تا این مملکت دنیا بر دارند و این بساط لعب و لهو در نوردند و در میدان عقبی و عرصه عظمی ایوان کبریا برکشند پرده از روی کارها بر گرفته و خبرها عیان گشته بیچاره بیگانگان آن روز بدانند که از چه باز مانده اند و چه شراب خورده اند آرزوی اسلام کنند و چه سود دارد تخمی که نکشتند چه دروند درختی که ننشاندند به بر آن چه امید دارند و تا نگویی که این حسرت و غبن خود کافران را خواهد بود که از اسلام باز ماندند فاسقان را همین حسرت خواهد بود که از طاعت باز ماندند و غافلان که از ذکر باز ماندند یکی از بزرگان دین و ایمه سلف گفته درین آیت ربما یود الذین فسقوا لو کانوا مطیعین ربما یود الذین غفلوا لو کانوا ذاکرین ما خرج احد من الدنیا من مؤمن و لا کافر الا علی ندامة و حسرة فالکافر لما یری من سوء ما یجازی به و المؤمن لرؤیة تقصیره فی القیام بمواجب الحرمة و ترک الخدمة و شکر النعمة
ذرهم یأکلوا و یتمتعوا الآیة التزین بالدنیا من اخلاق المنافقین و التمتع بها من اخلاق الکافرین و التمرغ فیها من اخلاق الهالکین قال الله عز و جل ذرهم یأکلوا و یتمتعوا و یلههم الأمل فسوف یعلمون
روی ان النبی ص غرز عودا بین یدیه و آخر الی جنبه و آخر بعده قال تدرون ما هذا قالوا الله و رسوله اعلم قال فان هذا الانسان و هذا الاجل فیتعاطی الامل فیختلجه الاجل دون ذلک
و روی انه قال ص صلاح اول هذه الامة بالزهد و الیقین و یهلک آخرها بالبخل و الامل
إنا نحن نزلنا الذکر و إنا له لحافظون نشر بساط توقیر قرآنست و اظهار شرف و عزت آن بنزدیک خدای جهان قرآنی که یادگار دل مؤمنانست و مونس جان عارفان و سلوت دوستان و آسایش مشتاقان دلهای مؤمنان بدان آراسته عیب ایشان بدان پوشیده دین ایشان به آن کوشیده سعادت و پیروزی فردای ایشان در آن پیدا کرده و إنا له لحافظون یک قول آنست که نحفظه بقرایه فقلوب القراء خزاین کتابه و هو لا یضیع حفظة کتابه فان فی تضییعهم تضییع کتابه بشارتی عظیمست دانایان قرآن را و خوانندگان آن را از بهر آنک اطوار طینت ایشان خزینه آیات قرآنست و سویداء دل ایشان مستودع اسرار عزت قرآنست و معلومست که جوهر تا در صدف بود صدف بعز جوهر عزیز بود از خطر ایمن و از آفت ضیاع محفوظ و یقال انزل التوراة و وکل حفظها الی بنی اسراییل فقال بما استحفظوا من کتاب الله فحرفوا و بدلوا و انزل القرآن و اخبر انه حافظه بقوله و إنا له لحافظون فلما تولی حفظه لا جرم إنه لکتاب عزیز لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه
و لقد جعلنا فی السماء بروجا بروج آسمان کواکب اند رب العزه آن را بقدرت ۱ خویش آفریده و آسمان را بدان نگاشته و نظاره گاه آدمیان کرده یقول الله تعالی و زیناها للناظرین همچنین دلهای عارفان بلطف خویش بکواکب معرفت و قمر علم و آفتاب توحید آراسته و نظرگاه خود ساخته مصطفی ص گفت و لکن ینظر الی قلوبکم شیطان چون قصد آسمان کند استراق سمع را بآتش عقوبت می بسوزد چون قصد دل بنده مؤمن کند وسوسه را چه عجب اگر بآتش معرفت بسوزد
و جعلنا لکم فیها معایش سبب عیش کل احد مختلف فعیش المریدین بیمن اقباله و عیش العارفین بلطف جماله و عیش الموحدین بکشف جلاله کل مربوط بحاله و لکل نصیب من افضاله و الحق منزه عن التجمل بافعاله
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş