۱۶ - النوبة الثالثة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و من یبتغ غیر الإسلام دینا فلن یقبل منه الآیة هر دین که نه اسلام باطل است هر عمل که نه اتباع سنت تخم حسرت است اسلام درخت است سنت آبشخور آن و ایمان ثمره آن و حق جل شأنه نشاننده آن و پروراننده آن و این چشمه سنت مدد که میگیرد از عنایت الهی میگیرد اگر العیاذ بالله آن عنایت باز گیرد چشمه خشک شود و شجره معطل و عقیم گردد و نیز ثمره ایمان ندهد و بر شرف زوال و هلاک بود این مثل آن گروه است که مرتد شدند و از اسلام برگشتند باز چون عنایت ربانی سابق بود و چشمه سنت مدد دهد از کلمه طیبه آن شجره را فرع سازند و از عقیده پاکیزه ثمره ای سازند و آن فرع را از آسمان هدایت مصعد سازند و ثمره آن در حال حیاة و مماة مستدام گردانند تا هرگز منقطع نگردد این است که رب العالمین بر طریق مثل گفت ضرب الله مثلا کلمة طیبة کشجرة طیبة أصلها ثابت و فرعها فی السماء تؤتی أکلها کل حین بإذن ربها و گفته اند اسلام بضرب مثل چراغی است از نور اعظم برافروخته و از نور سنت مادت و پرورش آن پدید کرده و الیه الاشارة بقوله عز و جل أ فمن شرح الله صدره للإسلام فهو علی نور من ربه میگوید هر سینه ای که رب العزت چراغ اسلام اندر آن سینه بر افروخت مدد گاهی از نور سنت آن را پدید آورد تا همواره آن سینه آراسته و افروخته بود پس هر که را از سنت شمه ای نیست وی را در اسلام بهره ای نیست روایت کنند از شافعی ره که گفت خدای را عز و جل در خواب دیدم که با من گفت تمن علی از من آرزویی خواه گفتم امتنی علی الاسلام یعنی مرا که میرانی بر اسلام میران خداوندا فقال عز و جل قل و علی السنة یعنی که چون اسلام خواهی با آن سنت خواه چنین گوی که مرا بر اسلام و بر سنت میران که اسلام بی سنت نیست و هر اعتقاد که نه با سنت است آن پذیرفته نیست و هر دین که مرتبت دار آن سنت نیست آن دین حق نیست اهل معرفت را در اسلام رمزی دیگر است گفتند اسلام حق است و استسلام حقیقت و لکل حق حقیقة اسلام شریعت است و استسلام طریقت منزل گاه اسلام صدر است و منزل گاه استسلام دل اسلام چون تن است و استسلام چون روح تن بی روح مردار است و روح بی تن نه بکار است اسلام دین را درجه کمینه است از شرک برستن و بایمان پیوستن و استسلام درجه مهینه است از خود برستن و در حق پیوستن این است که الله تبارک و تعالی گفت إلا الذین تابوا من بعد ذلک و أصلحوا هر که از شرک برست و در اسلام پیوست از جمله تایبان است هر که از خود برست و بحق پیوست از جمله صالحانست این هر دو آنند که الله بر ایشان مهربانست و آمرزگار ایشان است قوله فإن الله غفور رحیم همانست که جای دیگر گفت إن تکونوا صالحین فإنه کان للأوابین غفورا إن الذین کفروا بعد إیمانهم الآیة علماء شریعت را اجماع است که کفر مرتد غلیظتر است از کفر اصلی و عقوبت وی سختتر و صعبتر نه بینی که از کافر اصلی جزیت پذیرند و بر کفر خویش بگذارند و مرتد را نگذارند بر کفر و نه از وی جزیت پذیرند اما العود الی الاسلام و اما القتل همچنین سالکان طریقت را اتفاق است که فترت اهل ارادت صعبتر است از معصیت اهل عادت و عقوبت بازگشتن رونده از راه حق در نهایت تمامتر است از عقوبت بازماندن وی در بدایت این است که رب العالمین گفت فمن یکفر بعد منکم فإنی أعذبه عذابا لا أعذبه أحدا من العالمین و فی معناه ما یحکی عن الشیخ ابی عبد الله محمد بن حنیف رحمة الله قال رأیت فی النوم کانی کنت نایما فجاء رسول الله ص فحرکنی فنظرت الیه فقال یا ابا عبد الله من عرف طریقا فسلکه ثم رجع عن ذلک الطریق عذبه الله بعذاب لم یعذبه به احدا من العالمین قال فانتبهت و انا اقرأ فمن یکفر بعد منکم فإنی أعذبه عذابا الآیة

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.