۳۰ - النوبة الثالثة
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی ما کان الله لیذر المؤمنین علی ما أنتم علیه این کار چنین مبهم فرو نگذارند و این قصه سربسته روزی برگشایند و این دامن فراهم کرده آخر بیفشانند و این سر و پای درهم کردگان صافیان و جافیان آخر بینی که از هم باز کنند فریقا هدی و فریقا حق علیهم الضلالة و هر کس را بمأوی و منزل خویش فرود آرند فریق فی الجنة و فریق فی السعیر یکی در حزب شیطان کشته حرمان و اندوه جاودان أولیک حزب الشیطان یکی نواخته رحمن در زمره دوستان بمهر ازل شادان برو داغ و عباد الرحمن امروز تو چند بینی و چه دریابی که درهای اسرار فرو بسته و مسمار غیب بر در خانه توحید و شرک زده و کلید آن بخود سپرده که و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها إلا هو همین است که گفت عز و علا و ما کان الله لیطلعکم علی الغیب و تا نپنداری که آنچه دیده تو بآن نرسد دیده انبیاء نیز نرسد نمی خوانی که و لکن الله یجتبی من رسله من یشاء فآمنوا بالله و رسله میفرماید که ایمان بیارید و استوار گیرید الله را که غیب دان است و نهان بین و فرو فرستادگان پیغامبران را که بوحی پاک ایشان را بر غیب همی دارد و پوشیده مینماید و چون نماید چندان نماید که خود خواهد نه چندان که بنده خواهد کما قال عز و جل و لا یحیطون بشی ء من علمه إلا بما شاء خدای داند که بنده چه برتابد و وی را چه شاید و دانستن چیست که وی را بکار آید مدبر کار بندگان اوست کارساز و کارران و نگهبان اوست صح الخبر انه عز و جل یقول ادبر عبادی بعلمی انی بعبادی خبیر بصیر
و لا یحسبن الذین یبخلون الآیة بخل بر زبان علم و مقتضی شریعت منع واجب است و واجب از مال اندکی است از فراوان درویش را اندک دهد و خود را فراوان بگذارد باز بزبان طریقت و اهل اشارت بخل آنست که خود را اندکی بگذارد ذره ای از مال یا نفسی از حال و المکاتب عبد ما بقی علیه درهم
مال و حال در راه این جوانمردان صورت سگ دارد و عشق در عالم خویش صورت فریشته و شرع مصطفی ص خبر میدهد که فریشته با سگ بد سازد در هیچ منزل با وی فرو نیاید
لا یدخل الملایکة بیتا فیه کلب او تصاویر
کی در آید فرشته تا نکنی
سگ ز در دور و صورت از دیوار
کی در احمد رسد و در صدیق
عنکبوتی تننده بر در غار
پرده بردار تا فرود آرند
هودج کبریا بصفه بار
لقد سمع الله قول الذین قالوا کریما خدایی که شنواست و در شنوایی بی همتا شنونده آوازها و رسنده بشنوایی خود برازها و پاسخ کننده نیازها با موسی و هارون ع گفت لا تخافا إننی معکما أسمع و أری میگوید بر فرعون شوید و از وی مترسید که من بیاری و نگهداشت با شماام می شنوم و می بینم و عایشه صدیقه در قصه مجادلة گفت الحمد لله الذی وسع سمعه الاصوات
لقد جاءت المجادلة الی رسول الله ص تکلمه فی جانب البیت ما اسمع ما تقول فأنزل الله عز و جل قد سمع الله قول التی تجادلک فی زوجها الآیة و عن ابی موسی ان النبی ص لما دنا من المدینة کبر اصحابه فقال یا ایها الناس انکم لا تدعون اصم و لا غایبا ان الذی تدعونه بینکم و هو بین اعناق رکابکم و فی روایة اربعوا علی انفسکم فانکم لا تدعون اصم و لا غایبا و انما تدعون سمیعا قریبا
قالوا إن الله فقیر و نحن أغنیاء این سخن شبه شکوی دارد با دوست می راند که دشمن چه میگوید تا دوست بنازد و باشد که دشمن از آن باز گردد
و عجب آنست که نعمت هم چنان به ادرار بدشمن می رساند و بآن ناسزا که می شنود نعمت وانستاند سبحانه ما ارأفه بخلقه و در بعضی اخبار است ما احد اصبر علی اذی یسمعه من الله یدعون له ولدا و هو یرزقهم و یعافیهم از روی اشارت میگوید شما که بندگان و رهیگان اید از خصمان خویش در گذارید و تا توانید عفو کنید و نعمت و رفق خویش از دوست و دشمن باز مگیرید و خلق نیکو با دوست و دشمن آشنا و بیگانه کار فرمایید و به قال النبی ص ان الله عز و جل اوحی الی ابراهیم ع انک خلیلی حسن خلقک و لو مع الکفار تدخل مداخل الأبرار فان کلمتی سبقت لمن حسن خلقه ان اظله تحت عرشی و اسکنه حظیرة قدسی و ادنیه من جواری
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş