۵ - النوبة الثالثة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و لا تقف ما لیس لک به علم الآیة در این آیت هم موعظت است هم تذکرت هم تهدید موعظه بلیغ و تذکرت بسزا و تهدید تمام پند میدهد تا بنده از کار دین غافل نماند در یاد میدهد تا بنده حق را فراموش نکند بیم می نماید تا بنده دلیر نشود می گوید آدمی زبان گوشدار آنچ ندانی مگوی سمع گوشدار بشنیدن باطل مشغول مکن دیده گوشدار بناشایست منگر بدل هشیار باش اندیشه فاسد مکن که فردا ترا از آن همه خواهند پرسید زبان را شاهراه ذکر حق گردان تا بفلاح و پیروزی رسی که میگوید جل جلاله و اذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون گوش را بر سماع کلام حق دار تا از رحمت بهره یابی که می گوید فاستمعوا له و أنصتوا لعلکم ترحمون چشم را بر نظر عبرت گمار تا برخوردار باشی فانظر إلی آثار رحمت الله دل را با مهر او پرداز و غیر او فرو گذار قل الله ثم ذرهم بو سعید خراز گفت من استقرت المعرفة فی قلبه لا یبصر فی الدارین سواه و لا یسمع الا منه و لا یشتغل الا به هر آن دل که معرفت درو جای گرفت اندیشه هر دو سرای ازو برخاست بهر چه نگرد حق را بیند و هر چه شنود از حق شنود یکبارگی دل با حق پردازد و بمهر وی نازد از اینجا آغاز کند خدمت در خلوت و مکاشفت حقیقت و استغراق در مواصلت خدمت در خلوت از آدمیان نهان مکاشفت حقیقت از فریشتگان نهان استغراق در مواصلت از خود نهان قوله و لا تمش فی الأرض مرحا خیلا و تبختر و تکبر از نتایج غفلتست و دوام غفلت از شهود حق باز ماندن است مصطفی ص گفت ان الله تعالی اذا تجلی لشی ء خشع له اگر تجلی جلال حق بدل بنده پیوسته بودی بنده بر درگاه عزت کمر بسته بودی و بنده وار بنعت انکسار پیش خدمت بودی چون تجلی سلطان ذو الجلال بر سر بنده اطلاع کند زبان در ذکر آید و دل در فکر حکم هیبت غالب گردد و نعت مرح ساقط آراسته خلعت بندگی گشته و از تجبر و تکبر باز رسته یقول الله تعالی یطبع الله علی کل قلب متکبر جبار و لقد صرفنا فی هذا القرآن لیذکروا الآیة اتبعنا دلیلا بعد دلیل و اقمنا برهانا بعد برهان و ازحنا کل علة و اوضحنا کل حجة فما ازدادوا فی تمردهم الا عتوا و فی طغیانهم الا علوا و من قبول الحق الا نبوا چه دریابد او که بصارت حقیقت ندارد چه بیند او که دیده بینا ندارد چون رود کسی که بر دست و پای انکال و سلاسل دارد اگر گویی چرا در حکم خدای تعالی چون و چرا نیست و اگر خواهی که باز خواست کنی روی واخواست نیست لا یسیل عما یفعل تسبح له السماوات السبع و الأرض و من فیهن الآیة جای دیگر گفت سبح لله ما فی السماوات و ما فی الأرض بستود الله تعالی را و بپاکی یاد کرد و به بی عیبی گواهی داد و بکمال بر وی ثنا گفت و خدای خواند هر چه در هفت آسمان و هفت زمین چیز است و إن من شی ء إلا یسبح بحمده نیست هیچیز مگر که وی را می ستاید و حمد می کند و از وی آزادی میکند و بخدایی وی گواهی می دهد و لکن لا تفقهون تسبیحهم لکن شما آن را در نیابید مؤمنانرا وا تسلیم سپرد و از ایشان توقف نپسندید و گردن نهادن و پذیرفتن نادریافته ایشان را درین شمرد گفت شما نتوانید که تسبیح باد و خاک و آتش و آب دریابید صریر الباب تسبیحه خریر الماء تسبیحه دوی الجو تسبیحه معمعة النار تسبیحها جای دیگر گفت کل قد علم صلاته و تسبیحه همه آنند که تسبیح آن خالق می داند و سجود آن می بیند می داند که خود میراند می بیند که خود می کند می بندد که خود می گشاید همه چیز پرداخته و همه کار ساخته جز از آن که آدمی انداخته خردها در کار وی کند وهمها از وی دربند عقلها از دریافت آن دور مسلمانان این نادریافته بجان و دل پذیرفتند و تهمت بر عقل و خرد نهادند و عیب از سوی خود دیدند و الله تعالی را بآنچ گفت استوار گرفتند و این طریق را دین دانستند و پسندیدند تا ببرکت آن بنور هدی و سکینه یقین رسیدند یحیی معاذ گفت تلطفت لاولیایک فعرفوک و لو تلطفت لاعدایک ما جحدوک عبهر لطف و نسرین انس و ریحان فضل خود در روضه دلهای دوستان خود برویانیدی تا بآن لطایف بسر معارف و اداء وظایف رسیدند اگر با بیگانگان و دشمنان همین کردی و همین احسان بودی دار الاسلام و دار الکفر یکسان بودی قومی بفلک رسیده قومی بمغاک فریاد ز تهدید تو با مشتی خاک شیخ بو سعید گفت هر که بار از بستان عنایت بر گیرد بمیدان ولایت فرو نهد هر کرا چاشت آشنایی دادند امید داریم که شام آمرزش بوی رسانند العنایات تهدم الجنایات شمه ای از آن نسیم بود که نصیب خاک آدم آمد ادبار باقبال بدل گشت و هجران بوصال خاکی که معدن ظلمت بود منبع زلال لطایف اسرار و مطلع شموس و اقمار انوار گشت لم یکن شییا مذکورا باین درجه رسید که و سقاهم ربهم شرابا طهورا و إذا قرأت القرآن جعلنا بینک و بین الذین لا یؤمنون بالآخرة حجابا مستورا من تحصن بالحق او تحصن بکتابه فهو فی حصن حصین و المضیع لوقته من یتحسن بعمله او بنفسه او بجنسه فیکون هلاکه من مواضع امنه

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.