النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان الذی هم فیه مختلفون ۳ آن خبر که درو مختلف شده اند عم یتساءلون ۱ از چه چیز چندین می پرسند کلا سیعلمون ۴ براستی که آگاه شوند عن النبإ العظیم ۲ ترا از آن خبر بزرگ می پرسند ثم کلا سیعلمون ۵ و از براستی که آگاه شوند أ لم نجعل الأرض مهادا ۶ نه ما این زمین را آرامگاه شما کردیم و الجبال أوتادا ۷ و کوه ها را میخ ها کردیم و خلقناکم أزواجا ۸ و شما را جفت جفت آفریدیم مرد و زن و جعلنا نومکم سباتا ۹ و خواب شما شما را آسودن کردیم و جعلنا اللیل لباسا ۱۰ و شب تاریک بر شما پوشیدیم و جعلنا النهار معاشا ۱۱ و روز روشن زیش شما را و جهانداری شما را هنگام ساختیم و بنینا فوقکم سبعا شدادا ۱۲ و زور شما هفت آسمان سخت اوراشتیم و جعلنا سراجا وهاجا ۱۳ و آفتاب شما را چراغی فروزان سوزان کردیم و أنزلنا من المعصرات و فرو فرستادیم از میغ های پر آب ماء ثجاجا ۱۴ آبی ریزان لنخرج به تا از زمین بیرون آریم به آن حبا و نباتا ۱۵ دانه ها و رسته ها که از زمین روید مردم را و ستور را و جنات ألفافا ۱۶ و رزان و میوستان های انبوه هنگفت إن یوم الفصل کان میقاتا ۱۷ روز داوری هنگام الله است با خلق یوم ینفخ فی الصور آن روز که در دمند در صور فتأتون أفواجا ۱۸ تا می آیید شما جوق جوق گروه گروه و فتحت السماء فکانت أبوابا ۱۹ و باز گشایند آسمان را در در و سیرت الجبال و کوه ها را فرا رفتن آرند تا زمین از آن تهی گردد فکانت سرابا ۲۰ چنان که ازو کور آب تاود للطاغین مآبا ۲۲ کافران را بازگشتن گاه است إن جهنم کانت مرصادا ۲۱ دوزخ گذرگاه است لابثین فیها أحقابا ۲۳ بمانند اندر آن جای سال های بی شمار لا یذوقون فیها بردا و لا شرابا ۲۴ نچشند در آن نه خواب و نه آب إلا حمیما و غساقا ۲۵ مگر آبی گرم و خونابه ای سرد جزاء وفاقا ۲۶ پاداشی در خور کردار إنهم کانوا لا یرجون حسابا ۲۷ ایشان نمی ترسیدند از شمار آن روز و کذبوا بآیاتنا کذابا ۲۸ و دروغ شمردند سخنان ما را دروغ شمردنی و کل شی ء أحصیناه کتابا ۲۹ و همه چیز در لوح بشمرده ایم و پیوسته نوشتنی فذوقوا و چشید فلن نزیدکم إلا عذابا ۳۰ و نفزاییم شما را مگر عذاب و گرفتاری إن للمتقین مفازا ۳۱ پرهیزگاران را رستن گاهی است جای پیروزی و کواعب أترابا ۳۳ و کنیزکان هم بالا هم آسا هم زاد حدایق و أعنابا ۳۲ درخت ستان ها با در و دیوار و رزان با انگور ها و کأسا دهاقا ۳۴ و جام های شراب پیوسته دمادم لا یسمعون فیها لغوا نشنوند در آن سرای نافرجام و لا کذابا ۳۵ و نه دروغ زن گرفتن کس کس را جزاء من ربک پاداش از خداوند تو عطاء حسابا ۳۶ بخشیده بسنده رب السماوات و الأرض خداوند آسمان ها و زمین ها و ما بینهما و آنچه میان هر دو الرحمن نام او رحمن لا یملکون منه خطابا ۳۷ ازو بر هیچ سخنی نه پادشاه اند یوم یقوم الروح آن روز که روح بپای ایستد و الملایکة صفا و فریشتگان صفی لا یتکلمون هیچ سخن نگویند إلا من أذن له الرحمن مگر کسی که دستوری دهد رحمن او را و قال صوابا ۳۸ و آنچه گوید راست گوید و بچم ذلک الیوم الحق آن روزست بودنی فمن شاء هر که خواهد پس آن پیغام و پند اتخذ إلی ربه مآبا ۳۹ به خداوند خویش راهی گیرد و باز گشتن گاهی انا أنذرناکم عذابا قریبا ۴۰ شما را آگاه کردیم و بیم نمودیم از عذابی نزدیک یوم ینظر المرء ما قدمت یداه آن روز که می نگرد مردم فرا کردار خویش یقول الکافر و ناگرویده گویدا لیتنی کنت ترابا ۴۱ کاشک من خاک بودمی کاشک من خاک گشتمی

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.