شمارهٔ ۱۲۲
م میلی
0
Altın Yaprak
تا دمی دامان وصلش دست شوقم سر دهد
هر زمان بهر فریبم وعده دیگر دهد
دل زعشقم جمع کرده و راندم از کوی خویش
همچو صیادی که صید نیم بسمل سر دهد
تاب چون آرم که یاد مهربانیهای او
هر زمان دلداری شوق هجوم آور دهد
از خلاف وعده ام شد منعفل وز اضطراب
رفت از یادش که بازم وعده دیگر دهد
حال میلی با شدش خاطرنشان از اعتماد
چون خورد می با رقیبان باده اش کمتر دهد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş