شمارهٔ ۱۴۷
م میلی
0
Altın Yaprak
بار غم سنگین دلان بر جان غم فرسا نهند
هر که را از پا دراندازند بر سر پا نهند
در مقام چاره سازی چون شوند این سرکشان
بر سر زخم تمنا داغ استغنا نهند
منزلم از بس که چون ماتم سرا پر شیون است
خلق یک یک چشم بر در گوش بر غوغا نهند
شرم بادا عاقلان را کز پی دفع جنون
داغ بر سر بند بر پای من شیدا نهند
خلق را شد عذر تقصیرات تا تقریر حرف
با تو صد بیگانه دل بر آشناییها نهند
پا برون نتوانم از ویرانه چون میلی نهاد
بس که طفلان سر به دنبال من رسوا نهند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş