شمارهٔ ۲۲۰
م میلی
0
Altın Yaprak
آن رفت که وصلت به دعا می طلبیدم
در هجر تو مردن ز خدا می طلبیدم
آن رفت که در خیل غزالان من مجنون
چشم از همه پوشیده ترا می طلبیدم
آن رفت که افسردگی بوالهوسان را
از گرمی بازار جفا می طلبیدم
آن رفت که از بهر سخنهای نهانی
در بزم به پهلوی تو جا می طلبیدم
آن رفت که پیش تو چو میلی دل خود را
در سلسله زلف دو تا می طلبیدم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş