شمارهٔ ۲۴۲
م میلی
0
Altın Yaprak
جفای یار چنان برده اعتبار از من
که غیر آید و پرسد نشان یار از من
جواب نامه شوقم حدیث نومیدی ست
که قاصد آمد و بگذشت شرمسار از من
مرض عشقم و بیماری ام چنان صعب است
که نیست غیر اجل کس امیدوار از من
امیدواری میلی به صبر بود و کنون
که در میان بلایم کند کنار از من
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş