شمارهٔ ۸۳
م میلی
0
Altın Yaprak
گر یار به سوی دیگران رفت
سوی دگر نمی توان رفت
فریاد که مدعی ز پیشم
با قاصد یار همزمان رفت
نشناخت ز مستی اش همانا
کزپیش رقیب سرگران رفت
تا درد دلم نگیرد آرام
از بزم تو مدعی نهان رفت
میلی نتوان ازو خبر یافت
از بس که به بزم این وآن رفت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş