شمارهٔ ۹۶
م میلی
0
Altın Yaprak
زان جفاپیشه کسانی که خبر می آرند
از خجالت بر من حرف دگر می آرند
دشمنان بس که به کام دل خویشم بینند
هر زمان سوی من زار گذر می آرند
غیر گویا شده افسرده که امروز از یار
هر زمان نامه و پیغام دگر می آرند
تا فتد راز من ساده دل از پرده برون
حیله سازان ز زبان تو خبر می آرند
جان سپردند شهیدان و همان حیرانند
میلی این طایفه چون تاب نظر می آرند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş