۱۵- المقاله
ن ناصر بخارایی
0
Altın Yaprak
ترا دیده دل اگر باز شد
همای سعادت به پرواز شد
به ملک خرد پنج نوبت بزن
در بوستان سعادت بزن
مگر یابی آنجا نسیم گلی
شوی مست از بوی چون بلبلی
ترا باغ جنت اگر آرزوست
معیشت چنان کن که فرمود دوست
چو تخمی بکشتی در ایام تیر
به وقت درو گو منافع بگیر
جهان کشتزار سرای بقاست
درختی که کاری بر او تراست
اگر گل نشاندی گل آید به بار
بری خار اگر کشته باشی تو خار
کنونت که آب عمل روشن است
فشان تخم چیزی که داری به دست
در این خاکدان ای پسر لاله کار
که فردا شود خاک تو لاله زار
سر از خاک گل که بر می کند
ز یاران رفته خبر می کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş