شمارهٔ ۶۱۶
ن ناصر بخارایی
0
Altın Yaprak
تو سروی ای صنم یا بوستانی
تو جانی ای پری یا جان جانی
لب لعلت نهفته عقل کل را
همی گوید جواب لن ترانی
ندارم هیچ یاری محرم راز
که گویم پیش او درد نهانی
سحرگه می گذشتم بر در یار
که می جستم ز دلداری نشانی
در میخانه ای دیدم گشاده
درون رفتم چنان خوشدل که دانی
به من دادند جامی چون چشیدم
پدید آمد نشان شادمانی
شراب ناب چون در من اثر کرد
ندیدم هیچ از ناصر نشانی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş