شمارهٔ ۶۷۷
ح حکیم نزاری قهستانی
0
Altın Yaprak
ای دل دریا نشین گوهر دریا مپاش
در قدم بی قدم لؤلؤ لالا مپاش
سدره طلب باش نه سخرۀ دنیای دون
از مژه ها در ثری عقد ثریا مپاش
برزگر عشق باش نیک و پژوهیده کار
آب به هر جو مبر تخم به هر جا مپاش
لایق بی دیدگان نیست نثار درت
هر چه به دست آیدت بر سر این ها مپاش
حکم حق و مستحق نیک نگه دار هان
تخم چنان تخمه یی هرزه به صحرا مپاش
بر سر پاکان حق در ره نیکان دین
تیغ به عمیا مزن خاک به عمدا مپاش
چشمۀ خضرست خم زادۀ چشمه مسیح
خاک تعصب در آن چشمۀ خضرا مپاش
کیست که فرعون را گوید کای بی خبر
گرد سر کوی کفر برید بیضا مپاش
ای همه تو ما که ایم هیچ و همه تو و لیک
خرمن امید ما بر دم نکبا مپاش
کیست نزاری که او لاف محبت زند
چینۀ بنجشک گو از پی عنقا مپاش
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş