شمارهٔ ۱
س ساغر کنگاوری
0
Altın Yaprak
صنع جمیل خدا جمال محمد
قدرت کامل بود کمال محمد
اطلس زنگاری سپهر معلا
گوشه ای از دامن جلال محمد
شعله طور کلیم و نور تجلی
پرتوی از جلوه جمال محمد
نور الهی ست لامع از تتق غیب
طلعت زیبای بی مثال محمد
آینه بهر مثال باشد از آن رو
آینه حق بود مثال محمد
خامه ایجاد صورت ازلی را
نقش محمد کشیده و آل محمد
مایه ترکیب را مزاج طبایع
معتدل آمد ز اعتدال محمد
خضر ز آب بقا نبودی سیراب
گر نشدی تشنه زلال محمد
لوح دلم پاک از آن شده است که دردی
نقش نبسته است جز خیال محمد
خلق نکردی خدا نه نار و نه نیران
گر نشدی خصم بدخصال محمد
مسند توفیق جوی و صدر سعادت
جای گزین در صف نعال محمد
ختم رس را به مال و جاه چه حاجت
فقر و فنا بود جاه و مال محمد
خواجه ساغر گرش قبول نمایند
قنبر حیدر بود بلال محمد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş