شمارهٔ ۵۲
س ساغر کنگاوری
0
Altın Yaprak
دل که دور فلکش خون سازد
چاره اش باده گلگون سازد
چاره درد دل مجروحم
زلف مشکین لب میگون سازد
کام اگر می طلبی عشق طلب
در گداییت چو قارون سازد
درد عشاق شفا کی یابد
از دوایی که فلاطون سازد
گردم جام مگر ساغر را
فارغ از گردش گردون سازد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş