شمارهٔ ۱۳۸
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
دل از هوای صحبت جانانه پر شده ست
یک کس درون نیامده و خانه پر شده ست
هر کس برای خود سر زلفی گرفته است
زنجیر ازان کم است که دیوانه پر شده ست
مست از کجا و مرگ وگرنه همین مرا
روزی هزار مرتبه پیمانه پر شده ست
مستی به کعبه ما و تو تنها نکرده ایم
هنگامه ای ست این که درین خانه پر شده ست
در خواب صبح بالش نرم است شمع را
فانوس بس که از پر پروانه پر شده ست
در مجلسی که چهره برافروخت او سلیم
صحبت میان بلبل و پروانه پر شده ست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş