شمارهٔ ۳۸۳
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
مرا بر حاصل کس نیست امید
از آنم دل کشد بر سایه بید
کریمش چون توان گفتن لییم است
گنه را هرکه نتوانست بخشید
تلاش منصب پروانه کم کن
که نتوان سوختن خود را به تقلید
میان عاشقان در عهد حسنش
کفن عام است همچون جامه ی عید
فتاده هر طرف خالی به رویش
به رنگ نقطه ها بر شکل خورشید
سفال ما سلیم از سنگ دشمن
مرصع گشت همچون جام جمشید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş