شمارهٔ ۴۲۰
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
تا مرا تعلیم عشق او نواپرداز کرد
هر سر مو کز تنم سر زد صدای ساز کرد
مدعای عندلیب ما نمی دانیم چیست
در گلستانی که مرغ بیضه هم پرواز کرد
گرم عاشق پروری کرد از وفا او را دلم
قمری ما سرو را آخر کبوترباز کرد
باغبان فکر نسیمی کن برای این چمن
غنچه را بلبل به ناخن چند خواهد باز کرد
بی تکلف من نمی رفتم به بزم او سلیم
سرمه ی چشم پر افسونش مرا آواز کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş