شمارهٔ ۴۸۴
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
برگ عیشی قسمت ما نیست در بستان هند
هم زبان ما نشد جز طوطی از سبزان هند
بلبل گلزار ایرانم بدآموز گلم
برنمی تابد دماغم سنبل و ریحان هند
چون قفس تنگ است بر ما عندلیبان این چمن
ما گواه از موی سر داریم در زندان هند
از شراب و از کباب بزم عیش ما مپرس
بی مژه چون آب ایران بی نمک چون نان هند
دل به جمعیت منه در طره خوبان سلیم
زان که چندان اعتباری نیست با سامان هند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş