شمارهٔ ۵۵۵
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
به بزم وصل دل من ز جا نمی جنبد
سرم چو سرو به رقص است و پا نمی جنبد
دعای ما به گلستان که می برد امشب
نسیم خفته و باد صبا نمی جنبد
سخن بیار و به تحسین ما معامله کن
سر کسی به جهان غیر ما نمی جنبد
چنان به جلوه سبکرو فتاده نام خدا
سمند عمر که بند قبا نمی جنبد
سلیم ز آمدنش دل همین نه مضطرب است
ببین ز رعشه ی شوقم کجا نمی جنبد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş