شمارهٔ ۶۲۹
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
قلم دگر به زبان حرف آشنا دارد
گلی به فرق خود از نعت مصطفی دارد
گلی در آب گرفته ست خامه کز رنگش
گمان بری که مگر پای در حنا دارد
در دهان بجز از حرف نعت او بستم
درین قفس همه صیاد ما هما دارد
سخن ز کوتهی خود به وصفش از نقطه
سر بریده ی خود را به زیر پا دارد
ز آسمان بطلب یارسول کین سلیم
که دانه شکوه ای از دور آسیا دارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş