شمارهٔ ۸۴۱
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
از دو جانب سرگرانی را تحمل می کنیم
ما و او با یکدگر جنگ تغافل می کنیم
بس که از گلچینی این باغ دارد خارها
پنجه خود را خیال بال بلبل می کنیم
چشم ما را سرمه از حسن سیاهان داده اند
عشقبازی در چمن با ساق سنبل می کنیم
هرکه را ره داد بر ره می سپارد باغبان
خار در پا می رود تا دست بر گل می کنیم
نیست زیر طاق گردون جای آسایش سلیم
آه ازین خوابی که ما در سایه پل می کنیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş