شمارهٔ ۹۲۲
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
دارم عیشی به وصل ماهی
پیچیده به شاخ گل گیاهی
هنگامه ی حسن و عشق گرم است
از ما آهی ازو نگاهی
از دست غم جهان نداریم
جز کوی جنون گریزگاهی
ای فقر خوش است کسوت تو
ما را هم ازین نمد کلاهی
هرکس دارد طریقی از عشق
افتاده سلیم هم به راهی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş