شمارهٔ ۵۱
ا امیر شاهی سبزواری
0
Altın Yaprak
خدنگ او که بجان مژده هلاک برد
نوید عیش بدلهای دردناک برد
به خاکپای تو مردن رقیب را هوس است
روا مدار که این آرزو بخاک برد
دلم بکوی تو دامن کشان رود ترسم
که سوی خانه گریبان چاک چاک برد
بنامه شرح جدایی کجا تواند داد
کسی که نام تو با خود به ترس و باک برد
به ششدرغمت این نیم جان که شاهی راست
امید هست که آید فراق و پاک برد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş