شمارهٔ ۵۶ - هله
ش شاطر عباس صبوحی
0
Altın Yaprak
صبر در عشق تو جانا هله تا چند کنم
من که مردم ز غمت حوصله تا چند کنم
تا سر زلف پریشان تو دیدم گفتم
از پریشانی خاطر گله تا چند کنم
روزگاری ست که با زلف تو در کشمکشم
پنجه در پنجه یک سلسله تا چند کنم
به امیدی که بیفتم عقب محمل دوست
جای در جلد سگ قافله تا چند کنم
گاه قربانی جان است به تقصیر نگاه
به طواف حرمت هروله تا چند کنم
بعد از این بایدم از سر به ره عشق شتافت
سعی با پای پر از آبله تا چند کنم
مفتی از حرمت می گفت من از حکمت وی
بحث با جاهل این مسأله تا چند کنم
من که هنگام فریضه سگم اندر بغل است
بی خود از بهر ریا نافله تا چند کنم
جانش آمد به لب و باز صبوحی می گفت
صبر در عشق تو جانا هله تا چند کنم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş