شمارهٔ ۸۴
ط طغرل احراری
0
Altın Yaprak
سرشکم دانه بی حاصل کیست
قماش ناله بار محمل کیست
دلم هر لحظه دارد اضطرابی
تپش فرسود شوق بسمل کیست
گهرریز است چشم انتظارم
نمی دانم که این سر منزل کیست
نباشد گر به قتل ما کشیده
خم ابرویش تیغ قاتل کیست
به دور آسان نگردد این تسلسل
گره در زلف او از مشکل کیست
زبانش همچو طوطی در تکلم
شکرریز بساط محفل کیست
برون شد از کفم نقد دل اما
ندارم دل نمی دانم دل کیست
دواند هر طرف طوفان اشکم
نصیب زورقم از ساحل کیست
خوشا طغرل از این مصراع بیدل
نیم آگه به چنگ او دل کیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş