غزل شمارهٔ ۵۸۸
ع عطار نیشابوری
0
Altın Yaprak
ما می از کاس سعادت خورده ایم
در ازل چندین صبوحی کرده ایم
با غذای خاک نتوانیم زیست
ما که شرب روح قدسی خورده ایم
عار از آن داریم ازین عالم که ما
در کنار قدسیان پرورده ایم
تا که مهر مهر او بر جان زدیم
نقش غیر از لوح دل بسترده ایم
هر که این باور نمی دارد ز ما
گو بیا اینک بیان آورده ایم
از برون پرده ما را کس ندید
زانکه ما در اندرون پرده ایم
گرچه عطاریم و بوی خوش دهیم
خویشتن را به ز کس نشمرده ایم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş