غزل شمارهٔ ۲۴
ش شیخ بهایی
0
Altın Yaprak
مضی فی غفلة عمری کذلک یذهب الباقی
ادر کأسا و ناولها الا یا ایها الساقی
شراب عشق می سازد تو را از سر کار آگه
نه تدقیقات مشایی نه تحقیقات اشراقی
الا یاریح ان تمرر علی وادی أخلایی
فبلغهم تحیاتی و نبیهم باشواقی
وقل یا سادتی انتم بنقض العهد عجلتم
و انی ثابت باق علی عهدی و میثاقی
بهایی خرقه خود را مگر آتش زدی کامشب
جهان پر شد ز دود کفر و سالوسی و زراقی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş