شمارهٔ ۱۹۰
ف فصیحی هروی
0
Altın Yaprak
شب که ما تو سن بیهوده روی پی کردیم
صد بیابان سرشک از مژه ای طی کردیم
عشق می خواست قدح در خور خمیازه خویش
ز اشک حسرت مژه واری به فسون می کردیم
در ره ناله ما کوس هوس داشت کمین
ما نهان از نفس این زمزمه با نی کردیم
در زه خود سفر دور تو تا آینه است
تو چه دانی که چه سان بادیه ها طی کردیم
شکر ناکرده وفاهاش فصیحی تا چند
یاد افسانه طرازی جم و کی کردیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş