شمارهٔ ۱۵۵
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
بی تو تا کی خون فشاند چشم خون بار این چنین
هیچ کس یا رب مبادا همچو من زار این چنین
حرف قتلم دوش در پیشت رقیبان گفته اند
بشنو از من مشنو از ایشان مکن کار این چنین
در فراق خود مرا ای یار با چندین نعت
از برای خاطر اغیار مگذار این چنین
دل ربود از کف مرا و با دو صد خواری شکست
دوستان دیده است کس بی حرم دلدار این چنین
کی تواند گفت خاقان ترک عشقت در جهان
گر تو ترک دوستان کردی به یک بار این چنین
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş