شمارهٔ ۵
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
به یک کرشمه پری پیکری دل ما را
چنان ربود که ترکان متاع یغما را
کسی که تاب ندارد ببیندش از دور
چگونه بوسه زند روی آن دل آرا را
چو عزم شکور دل گیریت شود هر روز
چو آفتاب بگیری تمام دنیا را
بخواب یوسف مصری اگر روی یک بار
به خون دل بنشانی ز غم زلیخا را
اگر به محمل لیلی برآیی از سر لطف
کنی دوباره تو مجنون خویش لیلا را
اگر نقاب ز روی چو ماه برداری
هزار بار بسوزی ز رشک عذرا را
فغان که ناله خاقان به سنگ رخنه کند
ز سنگ سخت بود دل مگر تو را یارا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş