شمارهٔ ۳۵۰
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
چون خوی دلبران ز عتابم سرشته اند
همچون تبسم از شکرابم سرشته اند
شیخم ولیک شوخی طفلانه می کنم
کز رنگ و بوی عهد شبابم سرشته اند
تا نالة حزین مرا گوش کرده اند
مرغان چراغ زمزمه خاموش کرده اند
کبکان ز نازکی سبق جلوة ترا
صد بار خوانده اند و فراموش کرده اند
اطفال گل چو گوهر شبنم ز نازکی
حرف ترا خریده و در گوش کرده اند
خوبان که گرد چهره برآورده اند خط
این شعله را خوشند که خس پوش کرده اند
فیاض از بتان نتوان چشم خیر داشت
آیینه را ببین که چه مدهوش کرده اند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş