شمارهٔ ۳۷۹
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
ناز تو رخنه در جگر شیر می کند
آیینه را نگاه تو شمشیر می کند
عکس تو زنگ از دل آیینه می برد
ویرانه را خیال تو تعمیر می کند
بیم خجالت تو به بزم آه سرد را
در سینه همچو گریه گلوگیر می کند
اقبال غمزة تو به تأیید هر نگاه
ملک دلی برای تو تسخیر می کند
فیاض وصل او به قیامت فتاد حیف
این وعده آرزوی مرا پیر می کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş