شمارهٔ ۷۷
ج جنید شیرازی
0
Altın Yaprak
هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود
وآن که درد تو کشد از پی درمان نرود
هر که در خانه دمی با تو به خلوت بنشست
به تماشای گل و لاله و بستان نرود
خضر اگر لعل روان بخش تو را دریابد
بار دیگر به لب چشمه حیوان نرود
گر نه امید لقای تو بود در جنت
هیچ عاقل به سوی روضه رضوان نرود
هوسم بود که در کیش غمش کشته شوم
لیکن این لاشه ضعیف است به قربان نرود
ای که گفتی به هوس در پی دل چند روی
عاشق دل شده چون در پی جانان نرود
مرد باشد که ز شمشیر نگرداند روی
ور نه از خانه همان به که به میدان نرود
ملکت عشق کسی راست مسلم چو جنید
که دلش در طلب ملک سلیمان نرود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş