شمارهٔ ۸۲
ج جنید شیرازی
0
Altın Yaprak
عاشق آن باشد که با معشوق دم سازی کند
تا که در راه وفاداران سراندازی کند
تیر باران بلا را جان سپر کن مردوار
کآن که در میدان رود چون گوی سربازی کند
هر که دل بر کشتن و آویختن ننهد چو شمع
در میان مهرورزان کی سرافرازی کند
دم به دم بر خویشتن چون مار می پیچم که باد
کیست تا با حلقه گیسوی او بازی کند
هست امدم آن که نگذارد ز روی لطف دوست
دشمن بدخوی اگر خواهد که غمازی کند
ای جنید ار هر دمت صد ره برنجاند بساز
بنده را آن به که با مخدوم دم سازی کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş