۱۴ - النوبة الثالثة
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی و لا تؤمنوا إلا لمن تبع دینکم بعضی مفسران گفتند این خطاب خدای با مسلمانان است و نواخت اهل معرفت و ایمانست و منت نهادن خدای در دین اسلام بر ایشان است و آن گه این خطاب را دو طریق است از یک روی خطابست با عامه مؤمنان این امت و از یک روی خطاب عارفانست و خواص اهل طریقت وجه اول آنست که یا معشر المسلمین گمان مبرید و استوار مدارید که کسی را آن دهند که شما را دادند چون دین اسلام دینی نه و شما را دادند چون قرآن کتابی نه و شما را دادند چون محمد ص پیغامبری نه و شما راست چون کعبه قبله ای نه و شما راست چون ماه رمضان ماهی نه و شما راست چون روز آدینه روزی نه و شما راست همه شرعها منسوخ شرع شما و همه عقدها منسوخ عقد شما همه کمال دین و شریعت و جمال حقیقت و طریقت در عهد شما و ذلک فی قوله تعالی الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دینا
اکنون شکر این نعمت بجا آرید و معبود خود را سپاس داری کنید و فرمان برید فرمان اینست که و لا تؤمنوا إلا لمن تبع دینکم جز با هم دینان خویش موالات مگیرید و جز با مؤمنان برادری مکنید و از بیدینان و بیگانگان کرانه گیرید همانست که گفت و لا ترکنوا إلی الذین ظلموا فتمسکم النار و قال تعالی لا تجد قوما یؤمنون بالله و الیوم الآخر یوادون من حاد الله و رسوله و آن گه این نعمت و کرامت همه از معبود خود بینید و او را منت دارید و با او سببی در میان میارید و شرک مگویید که این هدایت و غوایت و این برتری و فروتری همه از فضل و عدل اوست همه بارادت و حکم اوست قل إن الهدی هدی الله قل إن الفضل بید الله
وجه دیگر آنست که این خطاب عارفانست و نواخت محبان است میگوید لا تفشوا اسرار الحق الی غیر اهله راز دوستی با کس مگویید و سر درویشی بر نااهلان اظهار مکنید و چهره جمال حقیقت را برقع تعزز فرو گذارید تا هر دیده نامحرم بدو ننگرد
چون خوری می با حریف محرم پر درد خور
چون زنی کم با ندیم زیرک هشیار زن
شبلی را با حق رازی بود در میان گفت بار خدایا چون بود که حسین منصور را از میان ما بر گرفتی گفت رازی بوی دادم و سری با وی نمودم بنااهلان بیرون داد بوی آن فرود آوردم که دیدی
فرمان در آمد که یا محمد ص و تراهم ینظرون إلیک و هم لا یبصرون
تو پنداری که عتبه و شیبه و ولید بن مغیرة و بو جهل ترا می بینند کلا و لما ایشان دیده نامحرم دارند شایسته شواهد جمال تو نیند بگذار تا شوند گوشه دل خویش بایشان مشغول مدار یکی را بلال و سلمان و صهیب پرداز که مقبول شواهد مملکت و مرفوع درگاه احدیت ایشان اند یا محمد ص تو تصرف از میان بردار حکم ما را قابل باش و نعمت ما را شاکر این تخصیص هدایت و موهبت معرفت کار الهیت ما است و خاصیت ربوبیت ما این است که رب العالمین گفت یختص برحمته من یشاء ای بنعمته یختص من یشاء فقوم اختصهم الارزاق و قوم اختصهم بنعمة الاخلاق و قوم اختصهم بنعمة العبادة و آخرین بنعمة الارادة و آخرین بتوفیق الظاهر و آخرین بتحقیق السرایر و آخرین بعطاء الأبشار و آخرین بلقاء الاسرار
یقول الله تعالی و قوله الحق و إن تعدوا نعمة الله لا تحصوها و یختص برحمته من یشاء
مبهم فراهم گرفت و کس را معین نکرد تا امید داران در امید بیفزایند و ترسندگان در ترس بمانند که بنده را در مقام عبادت و طاعت به از اومید و ترس حالی نه بینی که رب العالمین بندگان را درین دو حال بستود گفت یرجون رحمته و یخافون عقابه
و نیز تنبیه میکند که بنده اگر چه در طاعت بغایت کوشش رسد و شرط بندگی بتمامی بجای آرد آخر الامر آن بود که رحمة الله او را رهاند و فی ذلک ما
روی عن النبی ص لا یدخل الجنة احد بعمله قیل و لا انت یا رسول الله قال و لا أنا الا ان یتغمدنی الله برحمته
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş