شمارهٔ ۸۴
م محمدحسین غروی اصفهانی
0
Altın Yaprak
تا به کی ای نوش جان می زنیم نیشتر
زخم از این بیشتر یا دل از این ریش تر
ز آه من اندیشه کن بیخ جفا تیشه کن
مهر و وفا پیشه کن بیشتر از پیشتر
در نظر اهل دل سادگی آزادگی است
جز متصنع مدان از همه بدکیش تر
عاقبت اندیشی از عاشق صادق مجوی
نیست کس از خودپرست عاقبت اندیش تر
دشمن جان شد مرا مدعی دوستی
وز همه بیگانه تر هرکه بدی خویش تر
ای به نصاب جمال یافته حد کمال
نیست مرا آرزو جز نظری بیشتر
خرمن حسن ترا موقع احسان بود
مفلسم و مفتقر از همه درویش تر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş