شمارهٔ ۲۸۹
ن ناصر بخارایی
0
Altın Yaprak
غزل خوانان دف اندر چنگ دارند
به عشاق حزین آهنگ دارند
بتان مه روش چون ذره در رقص
مداری همچو هفت اورنگ دارند
بده ساقی می گلگون که رندان
دلی چون غنچه گل تنگ دارند
مدد کن دم به دم از می که امروز
سپاه عیش با ما جنگ دارند
چه باک از زرد رویی عاشقان را
چو در ساغر می گلرنگ دارند
ز یک جو کمتر آید هر دو عالم
در آن میزان که مردان سنگ دارند
نکو نامی ما ناصر همین است
که اهل نام از ما ننگ دارند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş