شمارهٔ ۶۱۷
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
هر طرف جلوه کند روی به ما بنماید
نتواند به کسی شمع قفا بنماید
شمع بتخانه به منعم سر خود جنباند
چون ره کعبه به من قبله نما بنماید
رازهای فلک از سینه ی عارف پیداست
همچو دریا که درو مرغ هوا بنماید
چوب خواهد مدد از هرکه کسی می جوید
رهنما چون طلبم خضر عصا بنماید
سوی گلخن چو روم شعله ز روی تعظیم
خیزد از مسند خاکستر و جا بنماید
کامی از عمر سبکرو نپذیرد صورت
عکس در آب روان روی کجا بنماید
خبر از گرمی این بادیه هرکس پرسد
خضر افتد به قفا و کف پا بنماید
ما و آوارگی ای دل که خدا می خواهد
وسعت مملکت خویش به ما بنماید
شحنه ای نیست درین بادیه افسوس سلیم
که ره گم شده را راهنما بنماید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş