شمارهٔ ۹۶
ا امیر شاهی سبزواری
0
Altın Yaprak
دل که پیش تو راز می گوید
غم دیرینه باز می گوید
عقل سودای زلف خوبان را
فکر دور و دراز می گوید
مگر استاد جورپیشه ترا
همه تعلیم ناز می گوید
شمع می گوید از رخت سخنی
سخن جان گداز می گوید
گفت شاهی به گوش جان بشنو
که ز روی نیاز می گوید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş