شمارهٔ ۹۱
ط طغرل احراری
0
Altın Yaprak
حاجت من در دو عالم جز گل روی تو نیست
روضه رضوان من غیر از سر کوی تو نیست
از طواف کعبه و دیر و حرم ما را چه حظ
مسجد و محراب من غیر از سر کوی تو نیست
یک دمی آسوده نبود این دل مجروح من
لحظه ای خالی ز سودای تکاپوی تو نیست
آب و تاب سنبل زلف بتان دیدم ولی
پیچ و تاب طره مرغوله موی تو نیست
با نگاهی خانه دل را منور می کنی
وه که کحل دوستی در چشم جادوی تو نیست
چشم عبرت را کشادم با تماشای چمن
قامت شمشاد همچون قد دلجوی تو نیست
دیده ام امروز یک یک شاعران روزگار
شاعری چون طغرل زار و دعاگوی تو نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş