شمارهٔ ۶۵
ج جنید شیرازی
0
Altın Yaprak
غصه روزگار بین که چه کرد
با من دل فگار بین که چه کرد
تندباد خزان و شوکت دی
از پی نوبهار بین که چه کرد
می دهم جان ز غصه نزدیکت
دوری یار بین که چه کرد
هر دمم رخ به خون نگار شود
فرقت آن نگار بین که چه کرد
داغ دوری بسوخت جانم را
محنت روزگار بین که چه کرد
تاخت بر جان من سمند جفا
ترک چابک سوار بین که چه کرد
داد با من قرار و آخر کار
با من بی قرار بین که چه کرد
رازم از پرده بر ملا افکند
دیده اشک بار بین که چه کرد
سود و سرمایه ام بشد در عشق
رونق کار و بار بین که چه کرد
در جوانی شکسته گشت جنید
انده بی شمار بین که چه کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş