شمارهٔ ۲۹۰
م میلی
0
Altın Yaprak
به بالین من در تب غم نیایی
وگر جان سپارم به ماتم نیایی
به پرسیدنم بس که تقصیر کردی
کنون از خجالت به سویم نیایی
مرا کشتی و بهر دفع گمان هم
به پرسیدن اهل ماتم نیایی
چنان زار کشتی مرا کز خجالت
کنون برسر خاک ما هم نیایی
دلا همچو میلی برون می بری جان
اگر سوی آن زلف پرخم نیایی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş