شمارهٔ ۸۹
ج جنید شیرازی
0
Altın Yaprak
نبار عشق و ستم گر چه طاقتم نبود
که در طریق وفا جز بلا و غم نبود
اگر ز درد بنالم نه صادقم در عشق
که هر چه دوست کند موجب الم نبود
چو غم ز طعنه غمز رقیب نیست مرا
امید تربیت و احترام به هم نبود
حریم کعبه مقصود بی حرامی نیست
تو را که خوف بود راه در حرم نبود
ز لطف دوست مشو ناامید و خوش دل باش
که رسم و خوی کریمان بجز کرم نبود
ورا که خازن گنج عبادت است چه باک
گرش خزینه قارون و گنج جم نبود
جنید در دل شب خامه زبان بنویس
که دست گیر ادیبان بجز قلم نبود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş